تازه‌‌های سایت
خانه >> مقالات >> مقالات حقوق جزای اختصاصی >> تنبیه بدنی دانش آموزان مدارس، علل، قانون حاکم و ضمانت اجرای حقوقی آن
تنبیه بدنی دانش آموز

تنبیه بدنی دانش آموزان مدارس، علل، قانون حاکم و ضمانت اجرای حقوقی آن

با شروع هر سال تحصیلی، اخبار تنبیه بدنی دانش‌آموزان به دست کادر آموزشی مدارس، افکار عمومی جامعه را حساس می کند. هر از چند گاهی تنبیه بدنی دانش‌آموزان در ایران به دست معلم، ناظم یا مدیر رسانه‌ای می‌شود. همه ما تنبیه بدنی از نوع قراردادن مداد لای انگشتان و فشردن آن توسط معلم در دوران ابتدایی vh تجربه نمودیم که چقدر تلخ و انزجارآور است!

پیشتر در خبرها آمده بود، در پی تنبیه بدنی یک دانش‌آموز در سیستان و بلوچستان که منجر به بستری شدن او در بیمارستان شده بود، مدیر آموزش و پرورش منطقه، به حرمت افکار عمومی از سمتش استعفا کرد و رئیس آموزش و پرورش استان نیز به عیادت دانش‌آموز تنبیه‌شده رفت. اخیراً نیز رسانه ای شد که، معلمی در کرمان دانش آموز ۹ ساله مدرسه را به نحوی فجیع سیلی زد مدادی که در دستش بود به بخشی از زیر پوست پشت سرش فرو رفت. پرونده با شکایت مدعی‌العموم علیه آموزگاری خاطی به جریان افتاد. کانون صنفی معلمان در تهران در بیانیه‌ای درباره “افزایش” رفتارهای خشونت‌آمیز و آزار دانش‌‌‌آموزان در مدارس که به دلیل کتمان و پنهانکاری به صورت ریشه‌ای بررسی نمی شود، هشدار داد. 

در کشورهای جهان

تنبیه بدنی به یک مورد و یا منحصر به مرزهای ایران نیست بلکه در برخی از کشورهای دیگر جهان نیز وجود دارد. در کشورهای عربستان و سومالی هیچ منعی برای تنبیه بدنی خردسالان نیست. در کشورهای نروژ، اسپانیا و ترکمنستان هرگونه تنبیه بدنی ممنوع است. در کشورهای چین یا هند با وصف آن که تنبیه بدنی دانش آموزان ممنوع است ولی قانون همیشه رعایت نمی شود. هنوز در نزدیک به نیمی از ایالات‌های آمریکا، منعی برای تنبیه بدنی دانش آموزان نیست و سالانه ده‌ها مورد از این تنبیه‌ها و شکایات والدین ثبت می شود. از نظر سازمان ملل متحد، بدترین و بیشترین موارد تنبیه بدنی در کشور کنیا دیده می شود. نزدیک به دو سوم دانش آموزان آن کشور تجربه کتک خوردن‌های شدید را دارند. جالب این است که هنوز برخی از سیاستمداران و قانونگذاران کنیایی از این کار دفاع نیز می‌کنند!

علل و ریشه

براستی، معلمانی که به تنبیه بدنی روی می آورند، چه توجیهی منطقی برای عمل خود دارند! آیا خود بیش از این در مدرسه مورد آزار جسمانی قرار گرفته‌اند؟ آیا قادر به کنترل خشم خود نمی باشند؟ آیا فکر نمی کنند که این عمل چه تاثیری مخربی بر روان دانش آموزان در آتی خواهد داشت؟

جامه شناسان و کارشناسان آموزش عالی عقیده دارند، علت این که با وصف ممنوعیت تنبیه بدنی دانش آموز در قوانین، باز ما شاهد آن هستیم، به متن و زمینه فرهنگی جامعه برمی گردد. این که هنوز وجدان عمومی جامعه تنبیه بدنی را یک نوع خشونت بسیار مضر و مخرب برای نسل جوان نمی‌داند و تصور می‌کند این تنبیه در جهت بهبود نسل جوان است. برخی خرافه‌های مصلح ناصواب نظیر این که چوب معلم گُله، هر که نخوره، خُله و یا این که شاگرد باید تنبیه بدنی شود تا درس بخواند هم به این امر دامن می‌زند. همچنین باید یادآور شد که، به اندازه کافی روی آموزش معلمان، خانواده‌ها و جامعه کار نشد تا خشونت علیه بچه‌ها تبدیل به یک پدیده بسیار منفی و مضر شود و به آنان آگاهی داد که این امر می تواند یک آسیب جدی روی دانش آموز داشته باشد به نحوی که همه زندگی آینده یک کودک تحت تأثیر آن باشد.

راه درمان

تدوین قوانین سخت‌گیرانه‌تر، قوانین حمایتی از بچه های آسیب دیده در اثر تنبیه بدنی، اصلاح و تغییر تلقی فرهنگی نسبت به تنیه بدنی، از بین بردن بستر های اجتماعی کاهش خشونت در ایران می تواند از جمله اقدامات مؤثر در این زمینه باشد.

نباید فراموش کنیم که، هیچگاه با صرف سخت‌گیرانه کردن قوانین نمی‌توان تنبیه بدنی را به صفر رساند بلکه باید با بسترهای اجتماعی کاهش خشونت در ایران نیز برخورد شود، در غیر این‌صورت شاهد بازتولید این نوع رفتارها خواهیم بود.

کانون صنفی معلمان در تهران در بیانیه‌ای پیشنهاد داد تا در هنگام استخدام معلمان به جای «توجه به مباحث سطحی» به صلاحیت علمی٬ مهارت زندگی و سلامت روانی آنان توجه شود و به معلمان درباره این موارد آموزش داده شود تا حقوق اولیه کودکان را بدانند. همچنین آموزش کودکان در زمینه حقوق خود در مدرسه و خارج از آن از پیشنهادهای دیگر این کانون برای جلوگیری از بازتولید چرخه خشونت است.

تحقیقات میدانی در دهه‌ی هشتاد در ایران نشان داد که مسئله خشونت در ایران تنها در مدرسه نیست بلکه برخی از خانواده‌ها هم در تنبیه دست کمی از مدرس ندارند و این کودکان در دوران نوجوانی خود، خشونت را در در هر دو مکان تجربه می کنند. راه حلی که در این زمینه می تواند مورد توجه قرار گیرد، گفتگوست نه خشونت. خانواده‌ها باید بدانند که از راه خشونت هیچ چیز را نمی توان حل کرد. کودکان با ترس شاید بطور موقت یک کار را نکنند ولی این ترس آنان را دروغگو و دورو بار می آورد، عدم اعتماد به نفس را در آنها ایجاد می کنند، روی حافظه شان اثر منفی دارد به نحوی که گاهی تمام طول زندگی آینده شان باقی می‌ماند. بنابراین راهی جز گفتگو و نزدیک شدن به دنیای بچه‌ها برای درک دنیای آنان و حرف زدن با آنها نداریم مانند برخی از کشورها که این راه را پیمودند و تنبیه بدنی را کنار گذاشتند، بدون این که نسل طغیان‌گری داشته باشد، این بدان معنی است که این کار شدنی است زیرا در ژن هیچ کشوری رابطه با خشونت یا عدم خشونت نیست  و با آن بدنیا نمی‌آیند.

به نظر شما بهترین راه مقابله با تنبیه بدنی در مدرسه چیست و چگونه باید نسل دانش آموران امروزی را از طریق گفتگو ترغیب کرد تا به مصداق درس ادیب گر بود زمزمه محبتی، جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را عاشق مدرسه نمود؟

ضمانت اجراهای حقوقی

تجربه در خصوص تنبیه بدنی دانش آموزان نشان می دهد وقتی والدین شکایت می کنند، امکان برخورد مسئولان بیشتر می‌شود.  طبق آمار وزارت آموزش و پرورش، در سال های ۹۳ و ۹۴ نزدیک به ۲۰۰۰ مورد شکایت در باره تنبیه بدنی دانش آموزان ثبت شد که دو سوم آن متعلق به سال ۹۳ است یعنی موارد شکایت از سال ۹۳ به ۹۴ کاهش چشمگیری داشته است، هرچند که این آمار فقط ناظر شکایت در این خصوص است و موارد تنبیه بدنی شاید خیلی بیشتر از این باشد.

برخی از کشورهای اروپا بیش از صد سال پیش تنبیه بدنی را منع کردند. در بریتانیا ۲۰ سال پیش این ممنوعیت را اعمال کردند. در ایران نیز حدود ۱۰۵ سال پیش یعنی از سال ۱۲۹۰ در اولین قانون تعلیمات عمومی بر منع تنبیه بدنی تأکید شد ولی عملاً صدها مورد تنبیه بدنی در مدارس ایران وجود دارد. برای تعیین ضمانت اجراءهای حقوقی تنبیه بدنی در کشور باید مقررات قانونی موجود در این زمینه را مورد توجه قرار داد. با توجه به این امر، ضمانت اجراء تنبیه بدنی شامل ضمانت انضباطی و کیفری به کیفیت زیر خواهد بود:

الف- ضمانت اجرای انضباطی

اولین قانون مدون در زمینه تنبیه بدنی آیین نامه اجرایی مدارس مصوب ۲۰ مرداد ۱۳۷۹ شورای عالی آموزش و پرورش است که مواد ۷۴ الی ۸۱ این آیین نامه به آن اشاره دارد. گرچه در بادی امر ملاحظه خواهد شد که اصل تنبیه دانش‌آموزان به رسمیت شناخته شد که شامل تذکر و اخطار شفاهی به طور خصوصی، تذکر و اخطار شفاهی در حضور دانش آموزان کلاس مربوطه، تغییر کلاس در صورت وجود کلاس‌های متعدد در یک پایه با اطلاع ولی دانش‌آموز، اخطار کتبی و اطلاع به ولی دانش آموز، اخراج موقت از مدرسه با اطلاع قبلی ولی دانش آموز، حداکثر برای مدت سه روز و انتقال به مدرسه دیگر، می باشد اما باید توجه داشت که تمامی این موارد ناظر بر تنبیه غیرفیزیکی است زیرا در ماده ۷۷ این آیین‌نامه به صراحت اعمال هرگونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی را ممنوع دانسته و تاکید کرده که در اعمال تنبیهات نباید بین دانش‌آموزان تبعیض و استثنایی قائل شد. 

علیهذا، با وصف منع پیش‌گفته، در خود آیین نامه ضمانت اجرایی تخلف از آن پیش‌بینی نشده است اما با توجه به این که در ماده ۸۲ آیین نامه مقرر شد که مدیر مدرسه مکلف به گزارش تنبیه بدنی در مدرسه تحت مدیریت خود به اداره آموزش و پروش منطقه می بشاد و با عنایت به بند ۲ ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۲۳ آذر ۱۳۷۲ مجلس شورای اسلامی، اگر کارمندی در انجام وظایف محوله، قوانین و مقررات مربوطه را از روی عمد یا ناآگاهی نادیده گرفته و نقض کند، مرتکب تخلف اداری شده و قابل تعقیب در هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری است، نتیجه گیری می شود که اگر معلم یا هر یک از مسوولان مدرسه مبادرت به تنبیه بدنی دانش‌آموزان یا سایر تنبیه‌هایی که طبق ماده ۷۷ آیین‌نامه ممنوع گردید، کنند، مرتکب تخلف اداری شده‌ و والدین دانش‌آموز می‌توانند موضوع را با طرح شکایت به هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان، مستقر در هر وزارت‌خانه اعلام و پیگیری کنند تا پس از رسیدگی به تخلفات آنان در هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری آنان، محکوم به یکی از انواع مجازات های انتطامی مقرر در ماده ۹ این قانون شوند.

همچنین این نکته قابل ذکر است که عدم انجام تکلیف از سوی مدیر مدرسه در گزارش تخلف ذکر شده، خود از مصادیق تخلف اداری به شرح بند ۲ ماده ۸ قانون ذکر شده خواهد بود.

ب- ضمانت اجرای کیفری

با توجه به ماده ۱۹ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۲۳ آذر ۱۳۷۲ مجلس شورای اسلامی چنانچه تخلف کارکنان دولت به گونه‌ای باشد که با یکی از مصادیق مجرمانه ذکر شده در قوانین جزایی مطابقت کند، علاوه بر پیگیری در هیأت‌های رسیدگی به تخلفات اداری، به جنبه کیفری موضوع در مراجع قضایی ذی صلاح نیز رسیدگی خواهد شد. بنابراین اگر تنبیه بدنی دانش آموز موجب ایراد صدمه حسمانی به وی شود، ضارب تحت عنوان ایراد صدمه بدنی عمدی یا غیر عمدی (بر حسب مورد)، تحت تعقیب کیفری قرار خواهد گرفت که مطابق با نظریه پزشکی قانون بر حسب نوع صدمه وارده محکوم به پراخت دیه، ارش (دیه غیرمقدر) و حتی قصاص خواهد شد. همچنین ممکن است تحت شرایطی عمل معلم خاطی مشمول ماده ۵۶۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و یا  ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ مجلس شورای اسلامی نیز قرار گیرد.

ذکر این نکته نیز ضروری می باشد که عمل معلم نمی تواند مصداق بند «ت» ماده ۱۵۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ باشد تا به استناد آن بتوان وی را مجاز در تنبیه بدنی شاگرد شمرد، زیرا اولیای قانونی منصرف از معلم مدرسه است و اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری ایجاب می‌کند تا معلم را داخل در آن ندانیم. نظریه مشورتی ۷/۱۰۶۲ مورخ ۱۳۷۲/۴/۸ اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز مؤید این برداشت است که اولیای قانونی شامل آموزگاران و معلمان نیست.

منبع: قضاوت آنلاین

امتیاز 1امتیاز 2امتیاز 3امتیاز 4امتیاز 5 (شما از 1 تا 5 چه امتیازی به مطلب می‌دهید؟)
Loading...

لینک کوتاه مطلب http://www.ghazavatonline.com/?p=14137

    درباره ی علیرضا مرادی

    کارشناس ارشد حقوق خصوصی، با پیشینه‌ی قضایی و عضو گروه تحریریه قضاوت آنلاین که در نظر دارم دانش و تجربیات قضایی خود را به همراه نتایج مطالعات مفید دیگر با کاربران به اشتراک گذارم. بزرگان گفته اند: «ارزش دانش هر شخص به شمار خوانندگان آن است.»

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *