خانه » وبلاگ » روان‌شناسی » چگونه نا امنی های زندگی مان را حل کنیم؟
مبارزه با ترس
مبارزه با ترس

چگونه نا امنی های زندگی مان را حل کنیم؟

 آقای Jason Comely بعد از چند ماه که از همسرش جدا شده بود. تنها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کرد، تنهایی برایش بسیار آزار دهنده بود. در هر انسانی باید قدرتی باشد تا حداقل  سر صحبت را با کس دیگر باز کند. ولی او توانایی ایجاد رابطه را نداشت. طلاق گرفته بود، ولی جرات نمی کرد با هیچ خانمی صحبت کند. تمام زندگی او این بود که  می رفت سر کار و برمی گشت و باز می رفت سرکار و برمی گشت!

بالاخره روزی او تصمیم می گیرد که این مسئله را حل کند. چون فکر می کرد تا ابد نمی تواند این ترس و تنهایی را تحمل کند. او  قصه کماندوهای روسی را شنیده بود که با یک سگ وحشی در یک اتاق قرار می گیرند و تنها اسلحه آنها  هم یک بیل هست، بطوریکه در آخر یکی از آنها باید بیرون بیاید. فکر کرد این داستان زندگی اوست. با این سگ وحشی (ترس و تنهایی) در یک اتاق قرار گرفته، یا باید بمیرد یا غلبه کند.

بعد از مدتها فک کردن او برای حل این مسئله یک بازی طراحی کرد، در این بازی ،او  باید از کسانی  که به هیچ وجه  آنها را نمی شناخت، یک سوال بی ربط  بپرسد تا جواب رد بگیرد. در اولین قدم به پارکینگ یک فروشگاه رفت و از یک آقایی که اصلا نمی شناخت،در خواست کرد که او را تا آن طرف شهر برساند! مسلما جواب رد شنید، ولی به هدف خود رسید. 

او این  قصه را هر روز خدا ادامه داد تا جایی که کلا ترس و خجالتش برطرف شد. ولی کار را اینجا متوقف نکرد. پس از مدتی او تمام این چیزهایی را که از غریبه ها پرسیده بود و جواب نه شنیده بود. بر روی یک سری کارت قرار داد و شروع به فروختن این کارتها کرد. خیلی از افراد خجالتی این کارتها را می خرند و با روش آقای کاملی درمان خجالت می کنند. آقای کاملی به هدف خود رسید و بر تنهایی و ترس خود غلبه کرد، به دیگران هم کمک کرد،حتی با فروختن کارتها کسب درآمد هم کرد.

به طور مثال، یکی از کارتها به این صورت هست که باید از یک شخص ترسناک  غریبه در خواست کنید با شما  سنگ / کاغذ / قیچی بازی کند.

اینکه این شخص خجالتی که حتی نمی توانست صحبت عادی با کسی داشته  باشد از یک شخص به ظاهر ترسناک بازی سنگ / کاغذ / قیچی، درخواست کرده، نشان از این است که چقدر از وضعیت خود خسته شده و چه نبوغ و پشتکاری به خرج داده تا مشکل خودش را حل کند.

ای کاش همه ما یکی  از این ناامنی های ریز زندگی را، برای خود حل کرده، و  یک سری کارت هم ساخته بودیم.

قصه آقای Jason Comely را می توانید از اینجا بخوانید و  برای دیدن کارتها هم به اینجا مراجعه کنید. 

منبع: قضاوت آنلاین

امتیاز 1امتیاز 2امتیاز 3امتیاز 4امتیاز 5 (شما از 1 تا 5 چه امتیازی به مطلب می‌دهید؟)
Loading...

درباره‌ی زهرا امیدی

فوق لیسانس فیزیک اتمی با سوابق متمادی تدریس علوم پایه در مدارس آموزش و پرورش و عضو گروه تحریریه قضاوت آنلاین، علاقمند به مسائل آموزشی، تربیتی و روانشناسی که تمایل دارم تجارب خود در این خصوص را با کاربران به اشتراک گذارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *