تازه های سایت
خانه » کشکول » داستانک » مؤمن در واقعیت و شیطان در حقیقت
حکایت
حکایت

مؤمن در واقعیت و شیطان در حقیقت

آخرین بروزرسانی پست: تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۲ و ۲۵ دقیقه ب.ظ

روزى مردی نزد عارف اعظم آمد و گفت: من چند ماهى است در محله اى خانه گرفته‌ام، روبروى خانه‌ى من يک دختر و مادرش زندگى مى کنند. هر روز و گاه نيز شب‌ها مردان متفاوتى آنجا رفت‌وآمد دارند. مرا دیگ تحمل اين اوضاع نيست.

عارف فرمود: شايد اقوام باشند.

گفت: نه، من هر روز از پنجره نگاه مي کنم، گاه بيش از ده نفر متفاوت مي‌آيند، بعد از ساعتى مي‌روند.

عارف گفت: کيسه‌اى بردار براى هر نفر يک سنگ در کيسه انداز. چند ماه ديگر، با کيسه نزد من آيى تا ميزان گناه ايشان بسنجم.

مرد با خوشحالى رفت و چنين کرد.

بعد از چند ماه نزد عارف آمد و گفت: من نمى توانم کيسه را حمل کنم، از بس سنگين است، شما براى شمارش بيايید.

عارف فرمود: يک کيسه سنگ را تا کوچه‌ى من نتوانى حمل کنی، چگونه مي‌خواهى با بار سنگين گناه نزد خداوند بروى؟؟؟

حال برو و به تعداد سنگ ها حلاليت بطلب و استغفار کن …

چون آن دو، زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که عارف وصیت کرد بعد از مرگش، شاگردان و دوستارانش در کتابخانه‌ى او به مطالعه بپردازند.

اى مرد! آنچه ديدى واقعيت داشت اما حقيقت نداشت. همانند تو، که در واقعيت مومنی اما در حقيقت شيطان …

منبع: قضاوت آنلاین

امتیاز 1امتیاز 2امتیاز 3امتیاز 4امتیاز 5 (1 رأی, میانگین: 1٫00 از5)
Loading...

درباره‌ی مدیر سایت

فوق لیسانس حقوق خصوصی و علاقمند به فناوري اطلاعات و ارتباطات. از زمان آشنایی با فضای مجازی، مشاهده سایت های حقوقی و معایب آنها؛ تصمیم داشتم تا وب سایت حقوقی آموزشی با قابلیت دانلود رایگان انواع فایل های صوتی، ویدیویی،کتب الکترونیکی و ... راه‌اندازی نمایم که به لطلف خدا در سال 1394 میسر شد. بخش های مختلف سایت به مرور تکمیل خواهد شد به نحوی که مطالب آن حوزه های مختلف حقوقی را در برداشته و بتواند نیازهای متنوع کاربران را پوشش دهد.«تا چه قبول افتد و چه در نظر آید»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *