خانه » مقاله ها » مقالات حقوق اداری » تأملی در تصورات رایج در مورد قانون و قانونگذاری
مقالات حقوقی
مقالات حقوقی

تأملی در تصورات رایج در مورد قانون و قانونگذاری

شش تصور و ایده رایج در مورد قانون و قانونگذاری

( یا: پیش داوری ها، تصورات و دوکساهایی که باید آنها را معلق کنیم، و دوباره به آنها فکر کنیم)
( یا : قانون و قانونگذاری را جدی بگیریم)
( یا: اهمیت نظام حقوقی در بهبود نظم حقیقی)

دکتر مهدی هداوند – استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

۱- تصور رایج «ما قوانین خوبی داریم اما خوب اجراء نمیشوند»!
ایده مقابل: «قانونی که اجراء نمی شود، قانون خوبی نیست»!
اولین و مهم ترین و شاید تنها علت اجراء نشدن قوانین، خود قوانین هستند. علت عدم اجرای قوانین را باید در خود قوانین پیدا کرد. اگر قانونی اجراء نمی شود، ایراد از خود قانون است. قانون خوب، قانونی است که اجراء می شود.

قانونی که نتوانسته به شرایط و زمینه های اجرایی شدن خود توجه کند و یا برای ایجاد زمینه برای اجراء شدن خود، در خود قانون، تدابیر و تمهیداتی را پیش بینی نکرده است، قانون خوبی نیست و اجراء هم نمی شود.

اگر قانونی اجراء نشد ببینید کجای قانون ایراد دارد که مجریان آن را اجراء نمیکنند یا نمیتوانند اجراء کنند: یا مفاهیم و قاعده ها را درست تعریف نکرده، یا حدود موضوع و مشمولین خود را خوب تعیین نکرده یا وظایف و تکالیف را به خوبی معین نکرده، یا صاحبان تکالیف را به خوبی مشخص نکرده، یا اختیارات را متناسب با تکالیف پیش بینی نکرده، یا مشکل تداخل و همپوشانی وظایف و اختیارات دارد، یا سازمان و ساختار مناسبی برای اجرای خود تمهید نکرده، یا آیین مناسبی برای ترسیم مراحل اجرایی شدن قانون پیش بینی نکرده یا ابزارهای لازم برای اجرای خود را مقرر نکرده یا منابع مالی لازم برای اجرای خود را در نظر نگرفته یا به ایجاد منابع قدرت برای برداشتن موانع اجرایی فکر نکرده، یا ساز و کار نظارت و کنترل و تعادل در آن نیست، یا فاقد ضمانت اجراست یا موارد دیگر … بعد میگوییم قوانین خوبی داریم اما اجراء نمی شوند!چنین قوانینی اگر اجراء شوند باید تعجب کرد.

۲-تصور رایج: « قانونگذاری بس است، بیایید همین قوانین را اجراء کنیم»

(یا: « ما قوانین خوبی داریم، کافی است همین ها را اجراء کنیم» یا : «ما تورم قوانین داریم، تصویب قانون جدید کافی است»)

ایده مقابل: « اتفاقاً دلیل تورم در قوانین، خوب نبودن قوانین فعلی و قبلی است که سعی می شود با وضع قوانین اصلاحی جزیی بعدی، نواقص آنها برطرف شوند، که البته نمیشوند. پس خود تورم قوانین نیز دلیل بر بد قوانین موجود و غیرقابل اجراء بودن آنها است».

۳- تصور رایج: «لازم نیست قانون جدید تصویب کنیم، بهتر است موارد و مواد مشکل دار همین قوانین موجود را اصلاح کنیم»
ایده مقابل: « اصلاح کردن جزیی این قوانین را متوقف کنیم، این کار بی نتیجه یا کم نتیجه است. این لحاف چهل تیکه ای که اسمش را نظام حقوقی گذاشته اید، با زدن وصله های ناجور، بی قواره تر نکنیم.»

۴- تصور رایج: « قانون‌نباید مفصل باشد، در حد چند ماده سر و ته موضوع را هم بیاورید»

ایده مقابل: « هرچه می کشیم از همین قوانین مجمل و مبهم و تلگرافی و نامفهوم و ایجاز در حد اعجاز است»

مخاطب قانون مردم هستند، و فهم متوسط مردم باید از قانون سر در بیاورد. یکی از مهم ترین ریشه های فساد، همین قوانین کوتاه و خلاصه و نامفهوم است که حتی خواص هم از درک آنها عاجز هستند و هر چه قانون خلاصه تر و نامفهوم تر ، تفسیر پذیری و افزایش قدرت مصلحت بینی شخصی هم بیشتر و پول کثیفی که باید برای گشودن راز این معماها که اسمشان را قانون گذاشته ایم پرداخت شود و رشوه و غیره افزون تر و در نتیجه تباهی و فساد هم بیشتر.

تا به حال فکر کرده اید که علت نوشتن این همه کتاب تحت عنوان فلان قانون در نظم حقوقی کنونی و محشای فلان قانون و امثال اینها چیست؟

۵-تصور رایج : « قانون بد بهتر از نبود قانون است »

ایده مقابل: « نبود قانون بهتر از قانون بد است».

در نبود قانون، سنت های اجتماعی، اخلاق، آداب، انصاف، بازار و غیره، روابط اجتماعی را تنظیم میکنند و قطعا بهتر از قوانین بد تنظیم میکنند، اما قانون بد، نه تنها مانع از تنظیم روابط اجتماعی با ابزارهای ذکر شده میشود بلکه آثار و تبعات منفی بر روابط اجتماعی میگذارد.

۶- تصور رایج : « نظم حقیقی بر نظم حقوقی اولویت دارد»

(یا عبارت :« اول بیایید نظم حقیقی را اصلاح کنیم تا بعداً نوبت به اصلاح نظم حقوقی برسد» یا: «همه چیز را با قانون نمیشود درست کرد باید اول فرهنگ اجرای قانون را در مردم درست کنیم»)

ایده مقابل : « مهم ترین ابزار ممکن برای اصلاح نظم حقیقی، اصلاح نظام حقوقی است»

قانون خوب زمینه فرهنگی اجرای خود را هم خود فراهم میکند. تمدن های بزرگ در طول تاریخ تمدنهایی بوده اند که بر نظم حقوقی بنا شده اند و در دنیایی که در آن زندگی می کنیم، قطعا مرغ بر تخم مرغ اولویت دارد و مرغ، نظم حقوقی است و تخم مرغ نظم حقیقی است.

بد نیست گاهی تاریخ حقوق هم بخوانیم و نگاهی به اصلاحاتی بیندازیم که با اصلاح نظام حقوقی در نظم حقیقی انجام دادند. آنها منتظر نماندند که تجارت ما مدرن شود بعد قانون تجارت برای آن بنویسند، آنها قانون تجارت نوشتند تا تجارت ما را مدرن کنند و کردند.

قانون تجارت بود که ما را از تیمچه ها ی بازار به شرکت تجاری رساند. قانون مدنی و قانون تجارت و قانون اصول محاکمات و … است که ما را هنوز پا برجا نگه داشته اند. آنها منتظر نماندند جامعه درست شود بعد نظام حقوقی متناسب با آن را بنویسند، آنها با نوشتن قوانین جدید، جامعه را به سمت ساختارهای جدید هل دادند. آنها ما را با قانونگذاری درست به سوی این نهادها پرتاب کردند، اگر نه هنوز نه وزارتخانه داشتیم، نه دادگستری، نه دفتر اسناد رسمی، نه ثبت اسناد و املاک، نه کانون وکلا، نه مدرسه… و همه اینها با قانون ایجاد شدند و دنیای ما را تغییر دادند.

و در نهایت اینکه گویا ناپلئون گفته است :

« افتخار من به پیروزی های مکرر در جنگ های بی شمارم نیست، بلکه افتخار من به تصویب قانون مدنی در زمان من است».

3+
امتیاز 1امتیاز 2امتیاز 3امتیاز 4امتیاز 5 (3 رأی, میانگین: 5٫00 از5)
Loading...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخگویی به اعتبار سنج انسان از ربات (الزامی)

شما می توانید بدون درج هیچ نظری، مشترک دیدگاه‌ها شوید.